پذیرش شدیم

بعد از صرف شام و انجام کارهای شخصی آماده شدیم که با بچه ها بیشتر آشنا بشیم که یه نفر اومد گفت تا ده دقیقه دیگه خاموشیه!

ساعت 9:30 خاموشی می زنند و ساعت 4:30 صبح بیدار باش. هر چند می دونستیم که ساعت 9:30 هیچ کدوم خوابمون نمی بره اما چاره ای جز اطاعت نداشتیم.

اون شب درست نتونستم بخوابم اما همین که دم دمای صبح چشمم اومد گرم خواب بشه، یه نفر چراغ ها را روشن کرد و با صدای بلند چندبار گفت: آقایون بیدار شید برای صرف صبحانه!

تا ظهر کار خاصی نداشتیم جز اینکه پتوهایی که شب قبلش تحویل گرفته بودیم را دوباره پس گرفتند و البته یه کمی هم توجیهمون کردند. توجیهاتی که تو یه هفته ی اول از بسکه تکرار شد، همه حفظ شده بودند.

حدود ساعت ١١ صبح گفتند برای پذیرش به مهدیه مراجعه کنید. رفتیم مهدیه و بعد از اینکه باز هم توجیه شدیم، کارهای مربوط به پذیرش و پر کردن فرم مشخصات و ... را انجام دادیم و برای تحویل گرفتن استحقاقی به گردان برگشتیم. منظور از استحقاقی همون لباس،اور کت، پوتین،پتو،ملحفه، کلاه و دستکش و یه سری دیگر از وسایل شخصی است که داخل یک ساک کیسه مانند به نام کیسه انفرادی به هر سرباز تحویل می دهند. بعد از تحویل گرفتن استحقاقی ها، بچه ها شروع کردند به پوشیدن لباس ها تا اگر بزرگ یا کوچیک بود، با هم عوض کنند. تعداد زیادی از بچه ها مشکل اندازه نبودن لباس را داشتند اما بر حسب شانس هر دو دست لباس کار و یک جفت پوتین من کاملاً اندازه ام بود و هیچ احتیاجی به تعویض اونها پیدا نکردم. فقط اورکت من برام بزرگ بود که اون هم سریع با یه نفر که اورکتش براش تنگ بود عوض کردم و خیالم از بابت لباس ها راحت شد. البته بزرگ بودن لباس ها مسئله ی مهمی نیست چون در اولین مرخصی میشه اونها را اندازه کرد. مهمترین مسئله، اندازه بودن پوتین ها است. بنابر این به دوستانی که در شرف اعزام هستند پیشنهاد می کنم بعد از تحویل گرفتن استحقاقی ها اول از همه پوتین ها را بپوشید تا اگر اندازه نبود، سریع با یه نفر اون را عوض کنید. اگر دیر بجنبید، پوتین های سایز پای شما گیرتون نمیاد.

استحقاقی ها را که تحویل گرفتیم، لباس ها را پوشیدیم و رسماً به جمع سربازان (شما بخونید: آش خوران) این مملکت پیوستیم. مرحله ی بعدی تقسیم افراد در گروه های مختلف بود. هر گروهان جمعاً از ١٢ گروه تشکیل شده که در هر گروه بین ١٢ تا حداکثر ١۵ نفر قرار می گیره. بعد از تعیین گروه، نوبت به تعیین تخت و کمد شد که با توجه به شماره آماری هر فرد تخت ها و کمد ها را خیلی سریع مشخص کردند. منظور از شماره آماری، شماره ای است که به هر فرد در گروهان اختصاص می دهند که شماره تخت، کمد، اسلحه و سایر مسائل مربوط به هر سرباز مثل حضور و غیاب و ... توسط آن شماره مشخص می شود. مثلاً در یک گروهان ١۵٠ نفری، نفر اول در گروه اول شماره آماری یک، نفر دوم در گروه اول شماره آماری دو  الی آخر تا ١۵٠ دارند.

بعد از تعیین تخت ها و کمدها، فرمانده ی گروهان ما که فردی بسیار دوست داشتنی و شوخ طبع بود (بر عکس آنچه که ما در مورد یک فرمانده تصور می کردیم) توضیحاتی راجع به برنامه ی روزهای آینده ارائه داد که این برنامه از فردای آن روز تا انتهای دوره ی آموزشی تقریباً اجرا شد. نام این برنامه، برنامه ی سین است که از ابتدای کلمه ی ساعت گرفته شده است، یعنی در نظام هر کاری مطابق برنامه ی سین و راس ساعت خودش انجام می شود.

/ 1 نظر / 351 بازدید
.:: فاطمه ::.

خاطرات سربازیه!!!! نمی دونم چرا انقدر پسرا از سربازی فرای هستن! البته شاید اگه من هم پسر بودم همین حس و دارم ولی از دید من (یه دختر) باید خیلی خوش بگذره!!! [نیشخند]