و اما بعد

عنوان آخرین پستی که از خاطرات گذاشته بودم مرخصی اول بود. بعد از اون طبق روال دوره ی آموزشی در پادگان مالک اشتر اراک، روزها با شرکت در کلاس های آموزشی و اجرای برنامه ی سین (که تو پست پذیرش شدیم توضیح دادم) گذشت و این روال تا روز آخر آموزشی که روز رژه ی نهایی و اجرای مراسم اعطای درجه هست، کم و بیش به همین منوال ادامه داشت. در طول دوره ی آموزشی ما را چند بار به میدان تیر بردند. میدان تیر پادگان مالک اشتر فاصله ی زیادی با پادگان نداره و دوستانی که اونجا آموزش دیده اند میدونن که با خروج از درب دژبانی (درب اصلی) و گذر از عرض اتوبان(البته از زیرگذر)، به میدان تیر می رسیم. دوستانی هم که هنوز تشریف فرما نشدن ولی مالک اشتر بودن دوره ی آموزشی شون محرز شده، بدونن که خبری از اتوبوس و وسیله ی نقلیه برای رسیدن به میدان تیر نیست و باید سلاح و وسایل لازم را شخصاً تا مقصد که حدود 20 دقیقه پیاده روی هست حمل کنند. تازه بعضی از بچه ها علاوه بر اینها باید جعبه مهمات را هم (دونفری) بیارن که سنگینه و یکم اذیت میشن (سعی کنید خودتون را خیلی نشون ندین. چون اگه فرمانده شما را بشناسه، برای هر کاری معمولاً اسم شما را صدا می زنه که بعضی وقت ها مزیت داره بعضی وقت ها هم به قول معروف حمالی داره)

میدان تیر یکی از مفرح ترین و البته نظامی ترین قسمت دوره ی آموزشی هست.در دوره ی اصلی خدمت برای خیلی ها شلیک با تفنگ دیگه پیش نمیاد پس قدر این میدون تیر را بدونید (البته در دوره ی اصلی خدمت برای من یک بار خوشبختانه پیش اومد)

همونطور که قبلاً هم گفتم، هر سرباز یه شماره شناسایی داره که تخت، کمد و سلاحش با اون کد مشخص میشه. سلاح سازمانی نیروی انتظامی کلاشینکف هست که هر سرباز یک کلاشینکف مخصوص به خودش را داره . تمام سلاح ها هرچند برای آموزش استفاده میشه (منظورم از آموزش، بحث صف جمع و باز و بسته کردن سلاح و ... است) اما تمام سلاح ها سالم و قابلیت شلیک دارن. به همین دلیل در میدان تیر احتمال اینکه اجازه بدن شما با سلاح خودتون شلیک کنید وچود داره. هر چند بعضی مواقع هم تعداد محدودی سلاح اونجا می برن و همه ی سرباز ها به نوبت با اون سلاح ها شلیک می کنن. این را گفتم که بدونید سلاح های آموزشی که به شما تحویل داده میشه اکثراً سالم هستند و اگر در باز و بسته شدن اونها یا آموزش صف جمع آسیبی به سلاح برسه یا خدای نکرده قطعه ای از سلاح گم بشه حساب اون سرباز دیگه با کرام الکاتبینه (همونطور که در آخرین روز آموزشی ما قطعه ی گلنگلدن سلاح یکی از بچه ها گم شد و ضمن اینکه اون سرباز عملاً بیچاره شد، کل پادگان با هفت هشت ساعت تاخیر و البته شنیدن تهدید ها و اخطارهای فرماندهان مرخص شد، چون تک تک وسایل داخل کیسه ی همه ی سربازها را دژبانی کنترل می کرد و بازرسی بدنی هم از داخل کلاه تا داخل پوتین انجام میشد تا کسی گلنگدن را با خودش بیرون نبره) حالا ببینید دو سه هزار تا سرباز که آموزشی شون تموم شده و همه دوست دارن زودتر برن خونه تا از مرخصی پایان دوره ی آموزشی استفاده کنن را روز آخر دم درب دژبانی تک به تک می خواستن بگردن. فکرش را که می کنم حالم بد میشه. چه روز سختی بود اون روز)

غیر از چند بار رفتن به میدان تیر برای شلیک با کلاشینکف، ژ-3 و کلت زیگ زاور، در اواخر دوره آموزشی گردان ها را برای دو سه روز (و حداقل یک شب اقامت، بستگی به فصل و وضعیت آب و هوا داره) به میدان تیر می برن و اسم این برنامه، "زندگی در شرایط سخت" هست. برنامه ای که سربازها باید یاد بگیرن چطور در بیابان با حداقل امکانات زندگی کنن. دوستانی که به پادگان مالک اشتر قراره اعزام بشن اصلاً نگران این برنامه نباشن چرایی اش را توضیح می دم

روال اصولی زندگی در شرایط سخت این هست که سرباز ها را به محلی بفرستن که آب فقط به اندازه ی نوشیدن، مواد غذایی فقط به اندازه ی نصفه و نیمه سیر شدن در اختیارشون قرار داده بشه و خوابیدن در چادر و گلاب به روتون حفر و استفاده از توالت صحرایی را هم تجربه کنند تا برای وضعیت های مشابه در جنگ آماده بشن. من از دوستانی که در پادگان مرزن آباد نیروی انتظامی یا در پادگان های ارتش آموزش دیده اند شنیده ام که برنامه ی زندگی در شرایط سخت را اونجا کامل اجرا می کنن ولی تو مالک اشتر راحت تر هست که تو پست بعدی توضیح می دم

 

/ 1 نظر / 260 بازدید
ابوالفضل پاساد

سلام.خوشبختم ازاینکه توپادگانی اموز دیدم که شماهم اونجابودید.من بچه قم هستم گروهان 34بودیم اینم شمارمه 09196911941